چرا هنوز هم به رأی خود می بالم؟

این چنین با نام آن پروردگار
می کنم آغاز، شاگردک به کار

نمی خواستم اولین پستم اینگونه باشد… در میان اینهمه ناباوری و اضطراب و ناراحتی؛ تأسف از آرزوهای برباد رفته مان. تأسف از زیستن در جامعه ای که در آن دروغ ارزش است و دروغگو پیشتاز؛ تأسف از ایرانی بودن…

می خواستم اولین پست وبلاگم شعری باشد در ستودن پیروزی سبزمان… می خواستم در اولین پستم رفتن دروغگو را تبریک بگویم و جشن بگیرم. افسوس. اما من هنوز هم به رأی سبز خود ایمان دارم و به آن می بالم.

شوربختانه می خوانم از پشیمانی دوستانی که رای دادند، می خوانم از سرخوشی تحریمیان که به خیال خود نمک می پاشند بر زخم ما. می خوانم از دوستانی که به دروغ نه گفتند و اکنون از کرده پشیمانند.

من از همان روزهای نخست به رای دادن اعتقاد داشتم و اتفاقا در این لحظات از این تصمیم خود بسیار خرسندم. نمی دانم بر سر رأیم چه آمد؛ بوسیله ی کدام برادر آتش زده شد و یا به وسیله ی کدام مأمور دولت به نفع احمدی نژاد خوانده… اما می دانم که رأیم را به صندوق ریختم. همه ی ما که رأی دادیم می دانیم.

ما وظیفه ی خود را نسبت به تاریخ انجام دادیم و اینک نوبت آنهاست؛ آنها که در تبلیغ هاشان شعار اصلاحات و تغییر و صداقت دادند… باشد که خود را در تاریخ با نامی نیکو جاودانه سازند.

Advertisements

There are no comments on this post.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: