اندر احوالات درماندگی یک کودتاچی معظم
ژوئن 22, 2010

آقای کودتاچی معظم که سال پیش این موقع، با «قاطعیت» تمام تصمیم به یکسره کردن کار و کور کردن چشم فتنه ی اصلاحات گرفتند، امروز از اینجا مانده و از آنجا رانده، نه تنها به یک فحش خور ملس تبدیل شده اند، بلکه مثل یک توپ قرمزی از هر طرف لگدی می خورند. مردم شاکی به خاطر رای دزدیده شده شان، مادران معترض به خاطر فرزندان از دست رفته شان، پدران ناراحت وضع نابسامان اقتصادیشان، دانشجویان دلتنگ همکلاسی های دربندشان، و اکنون کودتاچی ها نگران آینده شان، هر یک به سهم خود لگدی را نثار این مقام معظم می کنند.

مردم را که به کناری بگذاریم، حکایت ذوب شدگان در ولایت سابق و وحشت زدگان امروز بسیار شنیدنی است. هرکدام از حضرات که تا دیروز فدایی ولایت بودند، امروز از ترس فردای حسابرسی شروع کرده اند به خواندن سرود «کی بود کی بود من نبودم». پس از اظهارات متعدد مقامات نظامی (نمونه: جغفری: اين تحولات اراده شخص مقام معظم رهبري بود كه اين امر در راستاي حفاظت قوي‌ و مطلوب انقلاب و نظام اسلامي انجام شده است) و سلب مسئولیت از خود، اکنون نوبت به اعضای شورای نگهبان رسیده است. سخنگوی شورای نگهبان در مصاحبه با فارس نیوز از «قاطعیت» رهبری در برخورد با دانشجویان زندانی سخن می راند و ایشان را به خاطر عدم ابطال انتخابات می ستاید (یعنی اینکه ملت بزرگوار، ایشان بودند ها؛ ما نبودیم).

خلاصه اینکه قصه، دوباره قصه ی علی و حوضش است. گویا فقط آقای معظم مانده و پول های بی حساب نفت که اگر آن هم بند بیاید همین ذوب شدگان امروز، می شوند مصداق بارز رفیق نیمه راه و معظم را کت بسته تحویل دادگاه می دهند.

از جنبه ی تاریخی این حکایت عبرت آموز که بگذریم، یک نتیجه ی اخلاقی دیگر هم از این داستان می گیریم و آن این که: اعتصابات را باید جدی بگیریم!

اعتصابات روز بیست و دوم خرداد را جدی بگیریم
ژوئن 9, 2010

به نظر می رسد چشمان ما در این روزهای شورانگیز از یک نکته ی مهم غافل مانده اند: بحث اعتصابات. این روزها تقریبا همه ی توجه و اراده ی ما به سوی برگزاری هرچه بهتر و بزرگتر سالروز بیست و دوم خرداد است و بدون شک راهپیمایی و حضور در خیابان یکی از مهمترین مولفه ها و ابزارهای جنبش سبز در برابر دولت کودتاست. اما باید در نظر داشت که این تنها سلاح ما نیست. نباید فراموش کرد که یکی از مهم ترین و کاربردی ترین سلاح های مبارزات بی خشونت، اعتصابات سراسری و عدم همکاری با دولت های مستبد است.

حرکت تحسین برانگیز مردم کردستان و اعتصاب سراسری آنان در اعتراض به اعدام پنچ تن از فرزندان دلیر ایران زمین به خوبی نشان داد که این سلاح می تواند تا چه حد موثر افتد. آنچنان که دیدیم این حرکت بزرگ نه تنها حکومت را به لرزه انداخت و موجب فرسایش نیروهای آن شد؛ بلکه با امیدبخشی به جنبش راه تازه ای را به سبزها نشان داد.

از پدرانمان، مادرانمان، دوستان و آشنایانمان (به خصوص کارمندان دولت) خواهش کنیم که در این روز تا جایی که برایشان امکان دارد از تن دادن به وظایف محوله شانه خالی کنند. این تنها شروعی برای ادامه ی این راه است.

بیست و دوم خرداد روز حضور دوباره ی مردم است در کنار هم؛ و همچنین می تواند شروعی باشد برای تمرین اعتصابات گسترده و سراسری. از این سلاح مهم غافل نمانیم. رسانه ما هستیم!