یادتان هست؟
دسامبر 15, 2010

عاشورای 88 روزی بود که ایران بار دیگر برای داشتن چنین مردمانی به خود بالید. روزی بود که جنبش سبز مردم ایران بار دیگر ستون های کاخ جور و ستم را به لرزه افکند و دیکتاتور را خوار و خفیف ساخت. روزی بود که امید مردم این سرزمین دوباره زنده شد. و روزی بود که دوباره و چندباره پیام حق طلبی و مظلومیت ایرانیان به گوش دنیا رسید. یزیدیان هم چون همیشه زدند و کشتند و بردند؛ به آن خیال که خشک شود این رود پرخروش. امروز، پس از گذشت حدود یکسال از آن روز، این رود هنوز جاری است؛ زنده تر از گذشته، پرآب تر از پیش…

چهار ویدیوی زیر خاطرات تاریخ اند از عاشورای سبز که برای نخستین بار منتشر می شوند. هریک یادآور خاطره ی تلخ و شیرینی است از آن روز تاریخ ساز. مرور دوباره ی آن روزها کمک می کند که یادمان نرود که ما بیشماریم و سرانجام پیروز؛ اندگی همت می طلبد و دلهایی دریایی. اندکی صبر، سحر نزدیک است…

 

یاحسین، میرحسین

 

دفاع مردم در برابر سرکوبگران

 

شهادت سه نفر شاهد به عبور خودروی نیروی انتظامی از روی پیکر جوانان

 

خامنه ای قاتله، ولایتش باطله – شکنجه،جنایت، مرگ بر این ولایت

اندر احوالات درماندگی یک کودتاچی معظم
ژوئن 22, 2010

آقای کودتاچی معظم که سال پیش این موقع، با «قاطعیت» تمام تصمیم به یکسره کردن کار و کور کردن چشم فتنه ی اصلاحات گرفتند، امروز از اینجا مانده و از آنجا رانده، نه تنها به یک فحش خور ملس تبدیل شده اند، بلکه مثل یک توپ قرمزی از هر طرف لگدی می خورند. مردم شاکی به خاطر رای دزدیده شده شان، مادران معترض به خاطر فرزندان از دست رفته شان، پدران ناراحت وضع نابسامان اقتصادیشان، دانشجویان دلتنگ همکلاسی های دربندشان، و اکنون کودتاچی ها نگران آینده شان، هر یک به سهم خود لگدی را نثار این مقام معظم می کنند.

مردم را که به کناری بگذاریم، حکایت ذوب شدگان در ولایت سابق و وحشت زدگان امروز بسیار شنیدنی است. هرکدام از حضرات که تا دیروز فدایی ولایت بودند، امروز از ترس فردای حسابرسی شروع کرده اند به خواندن سرود «کی بود کی بود من نبودم». پس از اظهارات متعدد مقامات نظامی (نمونه: جغفری: اين تحولات اراده شخص مقام معظم رهبري بود كه اين امر در راستاي حفاظت قوي‌ و مطلوب انقلاب و نظام اسلامي انجام شده است) و سلب مسئولیت از خود، اکنون نوبت به اعضای شورای نگهبان رسیده است. سخنگوی شورای نگهبان در مصاحبه با فارس نیوز از «قاطعیت» رهبری در برخورد با دانشجویان زندانی سخن می راند و ایشان را به خاطر عدم ابطال انتخابات می ستاید (یعنی اینکه ملت بزرگوار، ایشان بودند ها؛ ما نبودیم).

خلاصه اینکه قصه، دوباره قصه ی علی و حوضش است. گویا فقط آقای معظم مانده و پول های بی حساب نفت که اگر آن هم بند بیاید همین ذوب شدگان امروز، می شوند مصداق بارز رفیق نیمه راه و معظم را کت بسته تحویل دادگاه می دهند.

از جنبه ی تاریخی این حکایت عبرت آموز که بگذریم، یک نتیجه ی اخلاقی دیگر هم از این داستان می گیریم و آن این که: اعتصابات را باید جدی بگیریم!